NBC گزارش داد؛
جزئیات حمله جنگنده ایرانی به پایگاه آمریکایی
اگر دادههای منتشرشده را کنار هم بگذاریم، میتوان تصویری منسجمتر از ماجرا ترسیم کرد: بهنظر میرسد این هواپیما از یکی از پایگاههای جنوبی ایران، احتمالا بوشهر، به پرواز درآمده و بهدلیل برد محدود F-۵، مسیر کوتاهتری را از روی آبهای خلیج فارس انتخاب کرده است. خلبان از همان آغاز، پرواز در ارتفاع بسیار پایین را برگزیده؛ چیزی در حدود ۵۰ تا ۱۰۰ متر بالاتر از سطح دریا. این انتخاب، در کنار ابعاد کوچک هواپیما، باعث میشود شناسایی آن برای رادارهای آمریکایی بهمراتب دشوارتر شود؛ بهگونهای که در چنین شرایطی، F-۵ بیشتر شبیه سایهای لغزان روی سطح آب حرکت میکند و بهسختی در شبکههای راداری دیده میشود.
همزمان، آغاز موجی گسترده از حملات موشکی و پهپادی ایران به سمت پایگاههای آمریکا در بحرین، قطر، امارات و کویت کلید خورد. چنین حملهای، با این ابعاد، میتواند سامانههای پدافندی مانند پاتریوت، هواپیماهای آواکس و کل شبکه فرماندهی را بهشدت درگیر کرده و تمرکز آنها را بر هم بزند. در نتیجه، شکافی موقتی در پوشش دفاعی ایجاد میشود؛ شکافی که یک پرنده کوچک و کمارتفاع مثل F-۵ میتواند از آن عبور کند. با نزدیک شدن به هدف، خلبان احتمالا ارتفاع و زاویه پرواز را تنظیم کرده، اهداف اصلی از جمله انبارهای مهمات، آشیانهها و تاسیسات لجستیک را شناسایی کرده و بمبها را بهصورت دستی رها کرده است. دقت اصابت، با وجود استفاده از بمبهای ساده، نشان میدهد که محاسبه سرعت، جهت باد و زمان رهاسازی با مهارت بالایی انجام شده است. گزارشها حاکی از آن هستند که این انفجارها خسارات قابلتوجهی برجا گذاشتهاند. پس از انجام حمله، هواپیما بار دیگر به ارتفاع پایین بازگشته و منطقه را ترک کرده است.
در این میان، چشمگیرترین بخش ماجرا، تقابل نابرابر میان یک جنگنده قدیمی با پیشرفتهترین داراییهای نظامی جهان باشد؛ جایی که F-۵ دهه شصت میلادی، در برابر شبکهای متشکل از F-۳۵ و F-۲۲، رادارهای مدرن و سامانههای هشدار زودهنگام قرار میگیرد. در چنین صحنهای، آنچه معادله را برهم میزند نه فناوری، بلکه عامل انسانی است: خلبانی که با مهارت بالا در پرواز کمارتفاع، درک دقیق از زمان و فضا و جسارتی کنترلشده، موفق میشود از دل یک چتر دفاعی پیچیده عبور کند. اینجا برتری نه از دل تجهیزات، بلکه از دل تسلط، تجربه و تصمیمگیری در لحظه بیرون میآید. نمونههای تاریخی مشابه: چنین الگوی عملیاتی پیشتر نیز در تاریخ نظامی دیده شده است. در جنگ فالکلند (۱۹۸۲)، خلبانان آرژانتینی با A-۴ Skyhawk در ارتفاع بسیار پایین به ناوهای بریتانیایی حمله کردند و از دید رادارها گریختند. در جنگ یومکیپور (۱۹۷۳) نیز MiG-۲۱های مصر و سوریه با پرواز کمارتفاع به مواضع اسرائیلی نزدیک شدند. حتی در حمله آمریکا به لیبی در سال ۱۹۸۶، جنگندههای F-۱۱۱ با بهرهگیری از پرواز کمارتفاع و هماهنگی زمانی حملات، از همین منطق استفاده کردند. در تمام این موارد، ترکیب جسارت خلبان و زمانبندی دقیق، برتری تکنولوژیک طرف مقابل را به چالش کشیده است.