رؤسای جمهور براساس کارنامه اقتصادی خود قضاوت میشوند
سقوط سیاسی با اقتصاد
در آرژانتین، «شوکدرمانی» خاویر میلی نتایج قابلتوجهی در مهار تورم به همراه داشته، اما بهای آن افزایش بیکاری و تعمیق فقر بوده است. در برزیل نیز لولا دا سیلوا، رئیسجمهور فعلی، در نظرسنجیها شانهبهشانه رقیب اصلیاش، فلاویو بولسونارو(فرزند رئیسجمهور پیشین که اکنون بهعنوان نماینده پدر ممنوعالفعالیتش وارد رقابت شده)پیش میرود. با این حال، عملکرد اقتصادی نهچندان درخشان هر دو چهره باعث شده رأیدهندگان برزیلی نسبت به انتخابهای پیشرو شور و اشتیاق چندانی نشان ندهند. این تحولات، در کنار پیام رأیدهندگان مجارستان، نشان میدهد که در سال انتخاباتی پیشرو، رأیدهندگان در آمریکای لاتین نیز ممکن است همان مسیر را دنبال کنند: مجازات سیاستمدارانی که نتوانستهاند اعتماد عمومی را در حوزه اقتصاد و حکمرانی حفظ کنند.
چرا اوربان سقوط کرد؟
پیروزی چشمگیر حزب تیسا به رهبری پیتر ماگیار، که موفق شد ۱۳۸ کرسی از ۱۹۹ کرسی پارلمان مجارستان را به دست آورد، برخلاف روایت رایج، نه حاصل احیای ناگهانی ارزشهای اروپایی در میان رأیدهندگان، بلکه نتیجه سالها فرسایش اقتصادی، وخامت مالی، و انسداد منابع حیاتی اتحادیه اروپا بود. این تغییر همچنین به دلیل توانایی ماگیار در متحد کردن طیف گستردهای از مخالفان(از لیبرالها و سوسیالیستها گرفته تا جوانان شهری طرفدار اروپا)رخ داد. تجربههای برزیل و آرژانتین نیز نشان میدهد که حتی رهبران پوپولیست با وجود تمرکز قدرت و تضعیف نهادها، در نهایت بر اساس کارنامه اقتصادیشان قضاوت میشوند.
مدل حکمرانی غیر لیبرال اوربان بر یک معامله ساده استوار بود. شهروندان در برابر ثبات و رشد درآمدها، فرسایش دموکراتیک را تحمل میکنند. سالها این معامله با اتکای سنگین به منابع ساختاری اتحادیه اروپا دوام آورد، حتی زمانی که قراردادهای دولتی به حلقه نزدیکان حکومت واگذار میشد. رسوایی الیوس (که در آن شرکت متعلق به داماد اوربان قراردادهای بادآورده برای پروژههای روشنایی شهری دریافت کرد) تنها نمونهای از این الگوی گسترده بود. اما این سازوکار زمانی فرو ریخت که منابع مالی اتحادیه اروپا قطع شد و حدود ۱۷میلیارد یورو از این وجوه از سال ۲۰۲۲ به دلیل اختلافات مربوط به حاکمیت قانون مسدود شد.
در کنار این بحران نهادی، اقتصاد نیز به نقطه شکست رسیده بود. تا سال ۲۰۲۵ رشد اقتصادی به ۰.۴ درصد سقوط کرد. کسری بودجه به ۴.۶ درصد رسید و پیشبینی میشد در ۲۰۲۶ به ۵.۲ درصد افزایش یابد. هزینههای بهره بدهی (حدود ۵ درصد تولید ناخالص داخلی و بالاترین رقم در اتحادیه اروپا) بخش قابلتوجهی از منابع عمومی را بلعید و هزینهکرد دولت برای حوزههایی که مستقیما بر زندگی مردم اثر میگذاشت - از سلامت و حملونقل گرفته تا دستمزدها - را محدود کرد. تورم انباشته مجارستان از ۲۰۲۰ تاکنون بدترین در میان کشورهای عضو بود. فورینت(واحد پول مجارستان) تضعیف شد. درآمد واقعی خانوارها راکد ماند و در نهایت، رسواییهای فساد تنها لایهای نمادین بر واقعیتی افزود که رأیدهندگان هر روز لمس میکردند: اقتصاد دیگر برای مردم کار نمیکرد. این تجربه برای آرژانتین و برزیل نیز معنا دارد چرا که سابقه طولانی در تاثیر فساد بر عملکرد اقتصادی دارند. همین پیشینه است که باعث میشود سرنوشت اوربان در بوداپست، پژواکی فراتر از اروپا داشته باشد و در فضای انتخاباتی آمریکای لاتین نیز طنین بیندازد.
زمان میلی رو به اتمام است
آرژانتین از نظر ساختاری با مجارستان تفاوتهای عمیقی دارد، اما در برخی جنبههای کلیدی شباهتهایی به چشم میخورد. خاویر میلی با وعده «شوکدرمانی» برای مهار تورم ۲۱۱ درصدی روی کار آمد و توانست بخشی از این وعده را محقق کند. تورم سالانه به حدود ۳۱ درصد کاهش یافت و دولت به مازاد بودجهای معادل ۱.۴درصد تولید ناخالص داخلی دست یافت. این دستاوردها کماهمیت نیستند. اما هزینههای اجتماعی آن سنگین بوده است به گونهای که حدود ۱۳میلیون نفر زیر خط فقر، بیکاری ۷.۵ درصدی(بالاترین رقم از دوران همهگیری) و کاهش شدید هزینههای اجتماعی، آموزشی و بهداشتی شکل گرفته است.
پرسش اصلی این است که جامعه تا چه زمانی سیاستهای ریاضتی را در برابر ثبات کلاناقتصادی تحمل میکند، بهویژه در شرایطی که نشانههای کند شدن روند تثبیت دیده میشود. تورم ماهانه در اوایل ۲۰۲۶ دوباره به ۲.۹ درصد افزایش یافت و پیشبینی سالانه نیز رو به بالا اصلاح شده است. این روند با حذف کنترلهای قیمتی، افزایش قبوض خدمات عمومی و نگرانیها درباره اثرات جنگ خاورمیانه بر قیمت انرژی و غذا پیوند خورده است.
در کنار این فشارهای اقتصادی، سرمایه سیاسی میلی، بهویژه اعتبار ضدفساد او که مهمترین تمایز او از جریان پرونیستی محسوب میشد، نیز در حال فرسایش است. رسوایی رمزارز «لیبرا» در سال ۲۰۲۵، که در آن توکن مورد حمایت میلی طی ۲۴ ساعت ۹۶ درصد سقوط کرد و ۲۵۱میلیون دلار از سرمایه سرمایهگذاران از بین رفت، ابعاد گستردهتری یافته است. گزارشهای منتشرشده از تماسهای تلفنی در شب عرضه و اسناد دادگاهی درباره پیشنویس توافق پنجمیلیوندلاری، فشارها را تشدید کرده است. همزمان، اتهامات مربوط به دریافت رشوه توسط خواهر میلی، کارینا میلی، و برخی مقامات ارشد درباره قراردادهای دارویی نیز مطرح شده است. در نتیجه، طبق گزارشها، میزان تایید عملکرد میلی به ۴۲ درصد کاهش یافته و نارضایتی به ۵۳ درصد رسیده است.
باید توجه داشت که در مجارستان، فساد بهتنهایی موجب سقوط اوربان نشد چرا که رأیدهندگان سالها از آن آگاه بودند. آنچه ورق را برگرداند، ترکیب فساد و ناکامی اقتصادی بود که قرارداد نانوشته میان دولت و مردم را از هم پاشید. پیروزی میلی در انتخابات میاندورهای اکتبر ۲۰۲۵، زمانی که ائتلاف «لا لیبرتاد آوانسا» ۴۰ درصد آرا را کسب کرد، نشان داد که جامعه هنوز به او فرصت میدهد اما اگر تورم دوباره اوج بگیرد، فقر تثبیت شود و رسواییها ادامه یابد، این فرصت به سرعت از بین خواهد رفت.
تجربه آمریکای لاتین نیز این الگو را تایید میکند. در دهه ۱۹۹۰، فرناندو کولور دملو در برزیل در میانه فساد و ابرتورم سقوط کرد؛ در پرو نیز اقتدارگرایی آلبرتو فوجیموری زمانی فرو ریخت که اقتصاد رو به افول گذاشت و فساد غیرقابل انکار شد. در برزیل، افشای رسوایی «لاوا جاتو» میان سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶ ضربهای جدی به حزب کارگران وارد کرد. در آرژانتین نیز رؤسایجمهور پرونیست، از جمله کریستینا فرناندس دکرشنر، بارها زیر فشار ترکیب فساد و عملکرد اقتصادی ضعیف با بحران مشروعیت روبهرو شدهاند. به همین دلیل است که شباهت با تجربه اوربان باید برای میلی نگرانکننده باشد؛ زیرا در منطقهای که حساسیت نسبت به فساد و ناکارآمدی اقتصادی ریشهدارتر و شدیدتر از اروپای شرقی است، دوام سیاسی بیش از هر چیز به نتایج ملموس اقتصادی وابسته است.
سرنوشت برزیل؟
انتخابات اکتبر برزیل احتمالا مهمترین آزمون بعدی برای سنجش روندهای سیاسی-اقتصادی در حال شکلگیری است. میزان تایید عملکرد لولا به حدود ۴۰ درصد کاهش یافته و نارضایتی کمی بالاتر از ۵۰ درصد قرار دارد. اقتصاد نیز در وضعیت چندان مطلوبی قرار ندارد. رشد تولید ناخالص داخلی برای سال ۲۰۲۶ تنها ۱.۷ درصد پیشبینی میشود، درحالیکه این رقم سال قبل ۲.۲ درصد بود. قیمت مواد غذایی در سال ۲۰۲۴ حدود ۸ درصد افزایش یافت و فشار اصلی را بر طبقات کارگر وارد کرد. تقریبا نیمی از مردم برزیل معتقدند وضعیت اقتصادی کشور در دوره لولا بدتر شده است. این شرایط در حالی رقم میخورد که نه آرژانتین و نه برزیل هنوز شوک کامل جنگ در خاورمیانه را جذب نکردهاند. این جنگ بازارهای جهانی انرژی و زنجیره تامین کود را مختل کرده است. بهویژه برزیل به عنوان بزرگترین واردکننده کود در جهان، آسیبپذیر است. افزایش هزینه نهادهها در حال انتقال به قیمت مواد غذایی است و تداوم اختلال میتواند تورم را فراتر از پیشبینیها بالا برده و تولید کشاورزی ستون فقرات رشد اقتصادی برزیل را تضعیف کند.
در چنین فضایی، جناح راست احساس فرصت میکند. فلاویو بولسونارو برخلاف انتظار اولیه، همچنان پایگاه اجتماعی قابلتوجهی را به خیابانها میکشاند. انرژی پوپولیستی جنبش بولسوناریسم نیز، با وجود محکومیتهای مرتبط با وقایع ۸ ژانویه و زندانی شدن ژایر بولسونارو، تا حد زیادی حفظ شده است. اما در اینجا نیز تجربه اوربان در جهت معکوس صدق میکند. خانواده بولسونارو خود با پروندههای متعدد فساد روبهرو بودهاند (از معاملات مشکوک ملکی فلاویو که توسط نهادهای نظارتی پرچمگذاری شد تا شبکه گستردهتر اتهاماتی که در دوران ریاستجمهوری ژایر بولسونارو مطرح بود). اگر این جریان سیاسی در موج نارضایتی اقتصادی دوباره به قدرت برسد، بدون برنامهای معتبر برای مدیریت مالی یا مواجهه با پیامدهای جنگ خاورمیانه، از همان ابتدا با ترکیبی از شکنندگی اقتصادی و میراث فساد وارد دولت خواهد شد.
این ترکیب در نهایت گریبان اوربان را گرفت و اکنون در آرژانتین نیز در حال شکلگیری است. به عبارتی نکته محوری این روندها ایدئولوژی نیست. اوربان از راست ملیگرا حکومت کرد، لولا از چپ بازتوزیعی، و میلی از حاشیه لیبرتارین. آنچه میان آنها مشترک است، آسیبپذیری رهبرانی است که بقای سیاسیشان به عملکرد اقتصادی و میزان تحمل جامعه نسبت به فساد وابسته است. اوربان زمانی سقوط کرد که منابع اتحادیه اروپا قطع شد و برنامه جایگزینی نداشت. میلی برنامه ریاضتیای را اجرا میکند که ممکن است هزینههای اجتماعی آن از دستاوردهای کلاناقتصادی پیشی بگیرد. لولا نیز با کندی اقتصادیای مواجه است که وعدههای اصلی او به طبقات فرودست را تهدید میکند.