شاخص تورم دیگر صرفا یک عدد که مرکز آمار یا بانک مرکزی اعلام میکند نیست؛ مردم کشورهایی با جهشهای پیدرپی تورمی مواجهاند، احتمالا بیش از همه بدانند که شاخص اقتصادی تورم، نموداری در گزارشهای اقتصادی نیست.
روزهای سختی را پشتسر میگذاریم. تقویمها تغییر میکنند، اما حس بلاتکلیفی و نگرانی همچنان باقی است. هر صبح با انبوهی از خبرها بیدار میشویم؛ از جنگها و بحرانهای ژئوپلیتیک گرفته تا نوسانات بیوقفه اقتصادی، تغییرات مقررات و موجهای مهاجرت. در چنین فضایی، بسیاری از ما مثل هزاران شهروند دیگر، میان سکوت و اضطراب، میان تلاش برای ساختن و وسوسه تسلیمشدن، دستوپا میزنیم.
در شرایط اقتصاد تورمی، درحالیکه از منظر اقتصاد متعارف انتظار میرود خانوارها مصرف خود را به کالاهای ضروری محدود کنند، در عمل گاهی شاهد افزایش تقاضا برای کالاهای غیرضروری هستیم.
چرا در برهههای تورمی مردم علاقه بیشتری به خرید کالاهای غیرضروری از خود نشان میدهند؟ تورم، فقط جهش عددها در جدولهای آماری نیست؛ بیماری آرامی است که از جیب مردم آغاز میشود و تا اعماق روان جامعه ریشه میدواند.
در میانه آشوبهای پیدرپی خاورمیانه و شمال آفریقا، سودان بار دیگر به نقطهای بحرانی در نقشه تحولات منطقهای بدل شده است. کشوری که در سال ۲۰۱۹ با سقوط عمرالبشیر، امید به گذار مسالمتآمیز به دموکراسی را در دل شهروندانش زنده کرد، امروز گرفتار جنگی درونی میان دو فرمانده نظامی است؛ جنگی که ریشه در ساختار قدرتی دارد که سه دهه بر مبنای بیاعتمادی و رقابت میان نهادهای امنیتی شکل گرفت.
در کابوس طولانی و بیپایان جنگ داخلی سودان، محاصره ادامهدار شهر «الفاشر» بهعنوان تراژدی متمایز در حال وقوع در برابر چشم جهان ایستاده است؛ و هیچکس برای توقف آن اقدامی نمیکند.
تحرک تازه دیپلماتیک در خاورمیانه زمانی قابل تحسین بود اگر بسیاری از بحرانهایی که قرار است حلشان کند، در اصل محصول اشتباهات خودِ این کشورها نبودند. سه سال گذشته، نخبگان حاکم در خاورمیانه و شمال آفریقا به خود میبالند که گویا وارد «عصر جدیدی از دیپلماسی عربی» شدهاند؛ روایتی که حتی در محافل سیاست خارجی آمریکا نیز تکرار میشود. این روایت چنین است: حالا که ایالات متحده از جهان عرب فاصله گرفته یا دستکم تعهداتش را کاهش داده، رهبران منطقه با مهارت در حال توافق با یکدیگر و قدرتهای جهانیاند تا مشکلات دیرینه را خودشان حل کنند.
پنجاه سال پیش، در کامبوج، آمریکا چشم خود را بر گزارشهای مربوط به قتلعامها بست. امروز در سودان میتواند بهتر عمل کند. در ماههای گذشته، سودان - کشوری بداقبال در آفریقا که گرفتار آنچه «بدترین بحران انسانی جهان» خوانده میشود - به نقطه عطفی تیره رسید. در ۱۵ آوریل، جنگ داخلی وحشیانه این کشور وارد سومین سال خونین خود شد؛ جنگی که تاکنون حدود ۱۵۰هزار کشته، نزدیک به ۱۲میلیون آواره، و هیچ نشانهای از پایان در پی نداشته است.
در آوریل ۲۰۱۹، چهار سال پس از آغاز اعتراضهای مردمی، دیکتاتور سودان، عمر البشیر، سرنگون شد؛ همان فردی که به دلیل نقش مستقیمش در نسلکشی دارفور در سراسر جهان بدنام بود. سقوط او اما به دموکراسی منجر نشد. ارتش که در سرنگونی بشیر نقش داشت، خیلی زود به سرکوب همان مردمی پرداخت که حکومت را به لرزه درآورده بودند.
جهانیان ۱۵ اوت را به دو رویداد مهم میشناسند؛ یکی روز «آزادی ملی» در کره جنوبی و دیگری روز استقلال در هند. نقلقول مشهوری از نارندرا دامودارداس مودی سیاستمدار هندی که از سال ۲۰۱۴ بهعنوان نخستوزیر هند شناخته میشود وجود دارد که میگوید: «وقتی رشد کنیم و پیشرفت داشته باشیم، دنیا ارزش ما را خواهد شناخت.» این اولین سخنرانی مهم آقای نخستوزیر پس از آن بود که دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۹ با دو برابر کردن تعرفه برخی کالاها، تصمیم گرفت هند را به دلیل خرید نفت از روسیه مجازات کند.
هند یکی از پنج قدرت بزرگ اقتصادی جهان و دارای سریعترین نرخ رشد اقتصادی در میان کشورهای گروه ۲۰ است. «استقلال راهبردی» یکی از ارکان اصلی سیاست خارجی این کشور به شمار میرود.
کمتر کسی میتوانست با توجه به حضور وزیر امور خارجه هند در مراسم تحلیف دوم ترامپ در سالن کنگره آمریکا، پیشبینی کند که در عرض چند ماه روابط هند و ایالاتمتحده دچار ابهام و تیرگی شود.
در ابتدا باید به این بپردازیم که روابط روسیه و هند تاریخی و عمیق هستند؛ از دوران اتحاد جماهیر شوروی تا امروز، روسیه یک تامینکننده بزرگ سلاح، انرژی و تجهیزات نظامی برای هند بوده است.