گسست قیمتی نفت‎ کاغذی و فیزیکی

ریشه این تحول را باید در همزمانی سه عامل کلیدی جست‌وجو کرد: اختلال در عرضه، جهش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه، و شکل‌گیری «پریمیوم جنگ» در معاملات نفتی. نخستین عامل، اختلال بی‌سابقه در عرضه جهانی است. تنگه هرمز به‌عنوان یکی از حیاتی‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان، مسیر عبور حدود ۲۰درصد از تجارت جهانی نفت است و هرگونه اختلال در آن، مستقیما به کاهش عرضه در بازارهای مصرف منجر می‌شود. در بحران اخیر، این مسیر عملا با محدودیت شدید مواجه شده و جریان نفت به‌شدت کاهش یافته است؛ به‌گونه‌ای‌که تحلیل‌ها از حذف حدود ۷۰۰‌میلیون‌ بشکه از بازار حکایت دارد. چنین شوکی، به‌طور طبیعی باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود، اما نکته مهم‌تر این است که «قیمت شاخص» دیگر منعکس‌کننده هزینه واقعی تامین نفت نیست. دومین عامل، افزایش کم‌سابقه هزینه‌های حمل‌ونقل است. با تشدید ناامنی در منطقه، بسیاری از شرکت‌های کشتیرانی مسیرهای خود را تغییر داده یا از عبور از تنگه هرمز خودداری کرده‌اند. در نتیجه، ظرفیت حمل کاهش یافته و نرخ کرایه نفتکش‌ها به‌شدت افزایش پیدا کرده است. برآوردها نشان می‌دهد هزینه‌های حمل‌ونقل در برخی موارد بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته است. این افزایش، مستقیما به قیمت تحویلی نفت اضافه می‌شود و یکی از اجزای اصلی شکاف قیمتی فعلی را تشکیل می‌دهد.

هزینه‌های بیمه و ریسک

 اما شاید مهم‌ترین مؤلفه در این میان، هزینه‌های بیمه و ریسک باشد. در شرایط جنگی، بیمه‌گران دریایی یا پوشش خود را لغو می‌کنند یا حق بیمه‌های بسیار بالاتری مطالبه می‌کنند. در بحران اخیر، نرخ بیمه جنگی برای نفتکش‌ها به حدود ۵درصد ارزش کشتی (و نه محموله) رسیده است؛ رقمی که چندین برابر سطح پیش از جنگ است. برای یک نفتکش با ارزش ۲۰۰‌میلیون دلار، این به معنای هزینه‌ای ۱۰‌میلیون دلاری تنها برای یک سفر است؛ هزینه‌ای که در نهایت در قیمت هر بشکه نفت سرشکن می‌شود. علاوه بر این، در برخی موارد، شرکت‌های بیمه به‌طور کامل پوشش ریسک را لغو کرده‌اند و همین موضوع باعث شده است تعداد زیادی از کشتی‌ها در خارج از منطقه متوقف شوند یا اصلا وارد این مسیر نشوند. کاهش تعداد نفتکش‌های فعال، خود به افزایش بیشتر نرخ حمل و در نتیجه افزایش قیمت تحویلی دامن می‌زند.

در کنار این عوامل، مفهوم «پریمیوم جنگ» یا War Risk Premium نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری قیمت‌ها دارد. در شرایطی که عرضه محدود و ریسک بالا است، فروشندگان نفت (به‌ویژه در معاملات نقدی و تک محموله) قیمت‌های بالاتری مطالبه می‌کنند. خریداران نیز، به‌ویژه در آسیا که وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه دارند، برای تضمین دسترسی به محموله‌های فوری، حاضر به پرداخت این پریمیوم هستند. این مساله توضیح می‌دهد که چرا اختلاف قیمت تحویلی در بازار آسیا (تا حدود ۳۰ دلار بالاتر از قیمت پایه) بیشتر از اروپا (حدود ۲۰ دلار) گزارش می‌شود. بازارهای آسیایی، به‌دلیل وابستگی شدیدتر به مسیر هرمز و محدود بودن گزینه‌های جایگزین، حساسیت بیشتری به اختلالات عرضه دارند و در نتیجه، پریمیوم بالاتری پرداخت می‌کنند.

تغییر مسیرهای حمل

از سوی دیگر، تغییر مسیرهای حمل نیز به افزایش هزینه‌ها دامن زده است. در برخی موارد، نفتکش‌ها برای دور زدن مناطق پرخطر، مسیرهای طولانی‌تری را انتخاب می‌کنند (برای مثال عبور از دماغه امید نیک در آفریقا) که زمان و هزینه حمل را به‌طور قابل‌توجهی افزایش می‌دهد. این عامل نیز به‌طور مستقیم در افزایش فاصله میان قیمت پایه و قیمت تحویلی نقش دارد. نکته مهم دیگر، تفاوت ماهوی میان «بازار کاغذی» و «بازار فیزیکی» نفت است. قیمت‌هایی مانند برنت عمدتا در بازارهای مالی و بر اساس انتظارات معامله‌گران شکل می‌گیرد، درحالی‌که قیمت تحویلی در بازار فیزیکی، تحت تاثیر محدودیت‌های واقعی لجستیک و ریسک‌های عملیاتی تعیین می‌شود. در شرایط بحرانی، این دو بازار می‌توانند از یکدیگر فاصله بگیرند؛ دقیقا همان چیزی که اکنون مشاهده می‌شود.

در مجموع، آنچه امروز در بازار نفت دیده می‌شود، یک «گسست قیمتی» ناشی از بحران است؛ جایی که هزینه واقعی رساندن نفت به مقصد، به‌مراتب بیشتر از قیمت شاخص آن شده است. اگر در گذشته این فاصله ۵ تا ۱۰دلار بود، اکنون در نتیجه ترکیب ریسک ژئوپلیتیک، افزایش هزینه‌های بیمه و حمل، و رقابت برای دسترسی به عرضه محدود، به ۲۰ تا ۳۰ دلار رسیده است. با این حال، باید تاکید کرد که این وضعیت پایدار نیست. در صورت کاهش تنش‌ها و بازگشایی کامل و ایمن تنگه هرمز، هزینه‌های بیمه و حمل کاهش خواهد یافت و شکاف قیمتی نیز به تدریج کوچک‌تر می‌شود. اما تا زمانی که این گلوگاه حیاتی در وضعیت پرریسک باقی بماند، بازار جهانی نفت همچنان با این شکاف غیرعادی میان قیمت پایه و قیمت تحویلی مواجه خواهد بود. به بیان ساده، در بازار امروز نفت، آنچه خریداران می‌پردازند، دیگر فقط «قیمت نفت» نیست، بلکه ترکیبی از قیمت نفت، هزینه امنیت، هزینه لجستیک و بهای ریسک ژئوپلیتیک است.

نفت ۸۰ دلاری

در همین زمینه، سیدحمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی ایران، با اشاره به افزایش قیمت پایه نفت گفت: قیمت واقعی نفت برای اروپا ۱۲۵دلار و برای آسیا بالای ۱۴۰دلار است و حتی اگر تنگه هرمز باز شود، قیمت نفت کمتر از ۸۰دلار باز نمی گردد. به گفته حسینی، قیمت نفت پس از آنکه وضعیت جنگ آمریکا علیه ایران مشخص شد، روشن می‌شود؛ زیرا بعد از اینکه نشست مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد کلید خورد، مقدار خوش‌بینی نسبت به انجام توافق و بازگشایی تنگه هرمز در بازارها به‌وجود آمد و به همین دلیل قیمت جهانی نفت کاهش یافت. وی افزود: با وجود این خوش‌بینی و پس از آنکه ایران به‌دلیل محاصره دریایی آمریکا از هفته گذشته در نشست پاکستان شرکت نکرد، بازار بار دیگر روند افزایشی در پیش گرفت؛ هرچند با اعلام خبر سفر آقای عراقچی وزیر امور خارجه به اسلام آباد بار دیگر بازار امیدوار شد و شاهد کاهش جزئی قیمت در بازار بودیم. حسینی با بیان اینکه قیمت نفت به سطوح بالایی در بازار رسیده و هیچ کس نفت خود را با نرخ‌هایی که در بورس‌های کالا عرضه می‌شود، نمی‌فروشد، افزود: به‌رغم رهاسازی ذخایر استراتژیک انرژی که آمریکا انجام داد، ازآنجاکه بلافاصله معلوم شد ذخایر استراتژیک کشورها رو به کاهش است و نمی‌توانند جوابگوی نیازها باشند، بازار کمبود عرضه را لمس کرده است. وی با اشاره به اینکه کشورهای حوزه خلیج‌فارس بخش قابل‌توجهی از تولید خود را از دست داده‌اند، افزود: وقتی چاه نفت حبس می‌شود، برداشت مجدد آن امری زمان‌بر است و حتما با کاهش تولید مواجه می‌شوند.

هدف مطلوب بازار

این فعال صنعت نفت بازگشایی تنگه هرمز و پایان محاصره دریایی را هدف مطلوب بازار نفت عنوان کرد و گفت: به نظر می‌رسد با وجود این گشایش حدود سه‌میلیون بشکه در روز از تولید نفت منطقه خلیج فارس یعنی حدود ۱۵درصد کاهش پیدا کند؛ نکته‌ای که بازار انرژی آن را به خوبی می‌داند و به همین دلیل است که قیمت‌های فعلی بالاست و قیمت‌های آینده هم روند صعودی دارد. حسینی ادامه داد بر این اساس اگر سناریوی محاصره دریایی و عدم صدور نفت ایران ادامه‌دار باشد و تشدید شود و محدودیت‌هایی هم برای تردد شناورها در تنگه باب‌المندب ایجاد شود، باید منتظر قیمت نفت بالای ۱۵۰ دلار در آینده نزدیک باشید. سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان فرآورده‌های نفتی در خصوص اظهارات تحلیلگران نفت و گاز بلومبرگ مبنی بر اینکه اگر همین فردا صبح تنگه باز بشود، فاجعه نفتی حداقل دو ماه ادامه پیدا می‌کند. بیان کرد: بازگشت به میزان تولید اولیه، زمان‌بر است و به عوامل متعددی چون نوع چاه نفت و تجهیزات و شرایط تولید بستگی دارد. ممکن است برخی کشورها دو ماهه به سطح قبلی تولید برگردند؛ اما برای کشورهای دیگر تا ۵ ماه هم زمان لازم باشد.